الشيخ رسول جعفريان

75

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

آن را مورد تأييد قرار داده است ( سورهء جن ، آيه 1 ) بلكه موارد مدّ نظر ، رخدادهايى است كه در آنها رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حضور ندارد و افراد معمولى مدّعى شنيدن صداى جن و يا شيطان هستند . در اين خبر دقت كنيد : [ آنگاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه ابوبكر هجرت كرد ] ما سه شب صبر كرديم و نمىدانستيم به كدامين سو رفته است تا آن كه مردى از جن ازپايين مكه آمد كه ابياتى از آوازه خوانان عرب را به آواز مىخواند . مردم نيز او را دنبال مىكردند . صداى او را مىشنيدند اما او را نمىديدند تا آن كه از بالاى مكه در آمد . شعر او اين بود : جَزَى اللّهُ ربَّ الناسِ خَيْرَ جزائِهِ * رفيقَيْنِ حَلّا خيْمَتى أمّ مَعبد راوى اين روايت اسماء دختر ابوبكر است كه ابن اسحاق [ محتملًا از طريق زُهْرى از هشام بن عروه از عروه ] از او نقل كرده است . اشعار بعدى نيز ادامه خبر مربوط به محل هجرت و اقامت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ابوبكر است . « 1 » اين روايت نمونه‌اى روشن از جعليات قُصّاص است كه به هدف فضيلت سازى براى افرادى خاص ساخته شده و تمامى متن آن بركذب روايت گواهى مىدهد . سند حديث نيز مثل بيشتر آنچه از ابن اسحاق نقل شده ، به ويژه آن كه از قول اسماء بنت ابى بكر است ، مورد ترديد مىباشد . انديشمند اسلامى معاصر ، محمد غزّالى با اشاره به اين كه عادت عرب در جاهليت اين بوده كه اشعارى را به جن نسبت مىداده ، خبر مذكور را متأثر از همان عادت جاهلى دانسته است . « 2 » بايد افزود كه بعدها نيز برخى از سياستمداران ، اقداماتى را كه بروز آنها را به مصلحت نمىديدند ، به جن منسوب مىكردند و در تأييد آن اشعارى نيز به جن نسبت مىدادند . « 3 » نقش شيطان و جن به همين عنوان در وقايع ديگر نيز به چشم مىخورد ؛ از جمله حضور شيطان در مجلس مشورتى كه قريش ، اندكى پيش از هجرت ، تشكيل دادند تا

--> ( 1 ) . السيرة النّبوية ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 487 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 380 ؛ السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 255 ؛ المستدرك على الصحيحين ، حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 10 ، ( هشت بيت نقل كرده ) ؛ مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 57 ؛ و نك : طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 231 - 229 ، بلاذرى دو بيت نقل كرده و آن را به « شاعرى » نسبت داده ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 262 ( 2 ) . فقه السيرة ، غزالى ، ص 178 - 177 ، وى اصل اشعار را از فرد مؤمنى در مكه مىداند كه ايمانش را كتمان كرده ؛ اما شاهدى بر آن وجود ندارد و روايت از اصل ، قصص ى و داستانى است . دربارهء اعتقاد به « هاتف » ، جاحظ مىنويسد : اعراب از اعتقاد به هاتف ابايى ندارند بلكه اگر كسى آن را انكار كند تعجب مىكنند ( الحيوان ج 6 ، ص 202 ، و از آنجا در : المفصّل ، ج 6 ، ص 716 ) ؛ ابن ابى الدنيا نيز اخبار اينچنينى را در كتابى با عنوان « الهواتف » گردآورى كرده است . ( 3 ) . در اين باره نمونهء مناسب ، قتل سعد بن عباده در خلافت ابوبكر و نسبت دادن آن به ، جن و نقل دو بيت از آنها در تعليل قتل سعد است . نك : أنساب الاشراف ، ج 1 ، ص 250 ؛ و رك ؛ المفصل فى تاريخ العرب قبل الإسلام ، ج 6 ، ص 713 . در آنجا نمونه‌هايى از قتلهايى كه در ، جاهليت به ، جن نسبت داده شده آمده است .